أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
116
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
خويش در دو جهان قاصرند و ناتوان و بفرمان خود آنها را ادب آموخت و امر و نهى كرد ، فرمانشان داد تا بآزادى فرمانبرند و تكليف آسانى به آنها كرد و آنان را به حكم دادگرى و حكمت خود پاداش داد چه آن مردمى كه شتابانه بانجام فرمانش رو آوردند و چه آنان كه از آن كندى كردند و چه آنان كه به پشتيبانى نعمتش نافرمانى كردند اينست كه خدا فرمود ( 21 - الجاثيه ) آيا پندارند آنان كه جنايت گناهان را مرتكب شدند بسازيمشان بمانند آنان كه گرويدند و كارهاى خوب و شايسته كردند ، برابر باشند زندگى و مرگشان ( نه ) بسيار بد قضاوت ميكنند . و آنگاه امير مؤمنان دستش را بر دوش همام بن عباده نهاده و فرمود : هلا هر كه پرسد از شيعه خاندانى كه خدا پليدى را از آنان برده و به خوبى پاكشان توصيف كرده در قرآن خود چه كه آنان خدا شناسانند و انجام ده فرمان او اهل هر فضيلتند و بخشنده هر نعمت گفتارشان درست است و پوششان با قناعت و رفتارشان با تواضع سر بفرمان خدا دارند و تن بعبادت نهند ، گذشتند با چشم پوشى از هر چه خدا بر آنها حرام كرده و گوششان بدانش دين خود است و بس . در حال گرفتارى و بلا بمانند آنانند كه در نعمت و رفاهند براى رضا به قضاى خدا ، اگر نبود مدت عمرى كه خدا براشان نوشته يك چشم بهم زدن جانشان در تنشان پايدار نميماند از شوق بملاقات خدا و ثواب و از ترس كيفر الهى ، آفريننده در چشم آنها بزرگ آمده و هر چه چيز پروردگارشان در چشم آنها كوچك باشد آنان چنان ببهشت علاقه دارند كه گويا آن را ديدند و بر پشتيهايش تكيه زدند و بدوزخ چنان معتقدند كه گويا اندرانند و عذابش را ميكشند ، دلهاشان غمناك است و بدى با كسى نكنند تنهاشان لاغرند و نيازهاشان سبك و روحشان پاك و پارسا و مسلمانى را بزرگى و عظمت شناسند روزهاى كمى شكيبا شدند و آسايش طولانى بدنبالش دريافتند و تجارتى پر سود كردند كه پروردگار كريم براشان فراهم كرد مردمى زيرك باشند ، دنيا خواستارشان شد و آنان آن را نخواستند ، بدنبالشان آمد و آن را راندند و درمانده كردند شب بر سر دو پا بايستند و هر جزء قرآن را بخوانند با ترتيبى كه شايد و بايد ، خود را